حلالم کن – علی کرمی

گفتم بیا به خاطر من پشت در نرو

رفتی و شکست قلب من و دنده‌های تو

 

همین که رفتی پشت در

زدن به آرزوت شرر

تو لشکر علی بودی

تو رو زدن چهل نفر

 

از آسمون آوردنت

به زیر چکمه بردنت

شکست علی رو غصه‌ت

دو دست سیلی خوردنت

 

روضه اینه آره

که گل تاب فشار

دیوار و در رو نداره

 

چقدر سخته ببینم

که سیلی جلو چشمم

گوشواره از گوش تو درمیاره

 

حلالم کن، حلالم کن

بیا رحمی به حالم کن

*****

با هرچی گیر اومد زدن

چقدر بودن چقدر زدن

دیدن تو پشت اون دری

چقدر به در لگد زدن

 

کجاها رفته روضه‌مون

علی می‌رفت کشون‌کشون

انیشاءالله که دروغ باشه

قدم زدن تو خونه‌مون

 

شنیدم پس اون در

می‌خوردی غم حیدر

رفتی نذاری علی غم ببینه

 

چقدر دست تو لرزید

علی کاشکی نمی‌دید

که داره غلاف روی بازوت می‌شینه

 

حلالم کن، حلالم کن

بیا رحمی به حالم کن

دیدگاهتان را بنویسید