روشنی خانه – عبدالرضا هلالی

ای روشنی خانه

ای سوخته‌پروانه

 

ای بوی غریبانه

هجرت مکن از خانه

 

ای یار علی

 

تو خونه زحمت می‌کشی

سخته این‌همه مصیبت می‌کشی

 

لااقل پیشم سر به زیر نباش

نکنه ازم خجالت می‌کشی

 

اشکای چشم حسن فدا سرت

زخم رو گونه‌ی من فدا سرت

 

حاضرم پای تو جونمم بدم

حالا یه سیلی زدن فدا سرت

 

همای خانه حیدر

گل ریحانه حیدر

 

شکسته پر نکش زهرا

تو از کاشانه حیدر

 

ای وای زهرا

 

این دستای مشت‌شده بیاد بالا.

تو خیابونیا، تو حیاط، هر که هست

دیدگاهتان را بنویسید