ای پرستوی علی – سید جواد ذاکر

جان ننه جوان ننه

 

ای مادر

 

ای پرستوی علی

پر مزن ز خانه

 

جان ننه جوان ننه

 

گریه کن حسین من

در عزای مادرت

 

من غریبم ای خدا

گریه‌کن تو مادرم

 

زینب می‌اومد:

جان ننه جوان ننه

 

همه بگن:

جان ننه

 

به خدا این جوان ننه کلی حرف توشه.

 

جان ننه جوان ننه

جان ننه غریب ننه

 

عیب نداره بی‌بی!

 

امیرالمؤمنین آروم دست‌هاش رو بالا می‌زد.

تا حسن از خواب بلند نشه، زینب از خواب بلند نشه.

زینب نفهمه، کلثوم نفهمه.

آروم‌آروم می‌آد سر دلبرش می‌شینه.

 

اما تا می‌اومد می‌دید یه صدایی می‌آد: ننه!

تشنمه ننه!

ننه سوسوزام ننه!

زینب عین پروانه بلند می‌شد

دیدگاهتان را بنویسید