داغ اجباری – محمد اسداللهی

به امان الله

سیدة الزهرا

 

سلام ای داغ اجباری

چهل تا ضربه کاری

 

چهل تا متهم داری

پر از زخمه تنت

 

نیومد یک نفر یاری

چهل دست کتک‌کاری

 

شدم گریه شدم زاری

جلو من زدنش

پر از زخمه تنش

 

دنیای بی تو

کابوس من بود

 

زهرا جان روضه دیشب

خواب حسن بود

 

تو خواب کوچه

آروم نمی‌شد

 

آخ دو قدم راه

تموم نمی‌شد

 

به امان الله

سیدة الزهرا

 

به امان الله

سیدة الزهرا

 

به امان الله

 

خداحافظ گل یاسم

شکسته قلب و احساسم

 

تو فاتحه بخون واسم

برای زندگیم

 

دلم رو زیر گل بردی

نود روز زمین خوردی

 

چی شد نفس کم آوردی

به من میشه بگی؟

 

همسایه می‌دید

اشکم دراومد

 

درد من این بود

زهرا همسایه می‌زد

 

خدا نیاره

همسایه بد

 

حتی برای

ختمت نیومد

 

به امان الله

سیدة الزهرا

 

به امان الله

سیدة الزهرا

 

به امان الله

 

به خدا از همه روضه‌ها، روضه‌ی عزا زهرا آدمو بیشتر پیر می‌کنه.

 

اما عجیبه مادرش فقط گیر همین روضه‌ست.

 

سلام الله علی العطشان

سلام الله علی العریان

 

حسین جانم حسین جان

 

حسین می‌بینی تنهامو

نگاهی کن به اشک‌هامو

 

به سوز و آه طفلان

 

می‌بینم پیرهنت نیست که

حسین چیزی تنت نیست که

 

آخ ببین حرمله دنبال منه

اینم از بخت من و اقبال منه

 

نمی‌دم پیرهنت رو مال منه

دیدگاهتان را بنویسید