واحد – تو توو بستری دل‌گیرم – حاج محمود کریمی

تو توو بستری، دل‌گیرم

شبای آخری، دل‌سیرم

بدون من بری می‌میرم؛ می‌میرم می‌میرم

 

چقد خزون چشات دل‌گیره

دلم بهونه برات می‌گیره

خونه بدون صدات زندونه

علی بدون نگات می‌میره

 

وای!

من می‌میرم اگه تو از کنارم بری

اصرار نکن؛ نمی‌تونم بزارم بری

 

اشک ما به پات می‌ریزه

خواهش بچّه‌هات ناچیزه

خونه بی‌خنده‌هات پاییزه پاییزه پاییزه

 

بازم همه نفسات خونینه

بازم گوشه‌ی لبات خونینه

حسن دوباره باهات تب کرده

ببین چشای گلات خونینه

 

وای!

آروم بگیر؛ حالا که کنج این بستری

اصرار نکن؛ نمی‌تونم بزارم بری

 

دل نگو، دلم ویرونه

یه‌چیزی توو دلم می‌خونه

داغ تو روو دلم می‌مونه می‌مونه می‌مونه

 

چرا خمیده‌تر از دیروزی

چرا برا حسنین می‌سوزی

چرا با شهادتین این شب‌ها

پیرن برای حسین می‌دوزی

 

وای!

گریه نکن؛ داره می‌باره اشکه حسین

از حال نرو برا لبای خشک حسین

دیدگاهتان را بنویسید