جفت – یک‌دم گذری خلوت میخانه‌ی ما را – حاج محمود کریمی

یک‌دم گذری خلوت میخانه‌ی ما را

گوشه‌نظری حلقه‌ی رندانه‌ی ما را

جام همه را لب‌به‌لب از باده بپوشان

زان پس بشنو نعره‌ی مستانه‌ی ما را

هیهات که مستان ز تلاطم بنشینند

اینک بنگر همّت مردانه‌ی ما را

در ساحت میخانه رقم می‌زند آخر

گیسوی پر از پیچ تو، افسانه‌ی ما را

هستند در این بزم گران، شاه و گدا جمع

عالم نکشد مستی شاهانه‌ی ما را

 

یا اسدالله! یا ولی الله

سرّ وجودیّ تمام ماسوی‌اللّه

مؤمن و مأمن؛ شور مطنطن

زمزمه‌ی روز و شب هر دل آگاه

أشهدُ أنَّ علیّاً ولیُّ الله

 

هر شیفته که ناز تو یک‌بار کشیده

دست طلب از دامن دل‌دار کشیده

اسباب فضیلت، همه بر دوش تو بوده

کس نیست شبیه تو چنین بار کشیده

سر را به سر صخره زد از شوق تو شیرین

آری بنگر تا به کجا کار کشیده؟

ای سرو قوی‌قامت دشداشه گرفته

خورشید فروزنده‌ی دستار کشیده

عشق تو به میقات کشانده‌ست گروهی

یک‌عدّه دگر را به سر دار کشیده

 

کشیده ابرو؛ سلسله‌گیسو

دولت پاینده‌ی عشق است و من الهو

روح معظّم؛ نفس مکرّم

ناصر و منصوری و مفتاحی و فتّاح

أشهدُ أنَّ علیّاً ولیُّ الله

 

دل از قبل منّت سنجیده، مکرّر

از نو به خودش می‌دهد امّید مکرّر

چون بذل نگین کز سببش مائده آمد

بر تک‌تک این قافله بخشیده مکرّر

بود از عدم آن وجه فروزنده‌ی بی‌خواب

اندازه‌ی او ماه نتابیده مکرّر

در شام صعود، احمد مختار به هرسو

در عرش خدا روی که را دیده مکرّر؟

خوش‌، بخت نگهبان دم کوبه‌ی یاقوت

جز نام علی هیچ نشنیده مکرّر

 

ساقی کوثر، زینت منبر

فاتح احزاب و احد، خندق و خیبر

عالی و اعلی، اصل مصلّی

واسطه‌ی فیض خدا، صالح و مصباح

أشهدُ أنَّ علیّاً ولیُّ الله

دیدگاهتان را بنویسید