گل امیّد – محمود کریمی

گل امید آسمون

که شده قامتت کمون

تویی شادی خونمون

مادر بمون

 

آی شده کار شبامون

ناله و آه و اشک خون

تا نشه تیره آسمون

مادر بمون

 

آی هنوزم این سؤاله برام که سیلی توی کوچه چی بود

هنوزم این سؤاله برام چرا شده صورتت تو کبود

همیشه پیش چشممه خاطرات خونه پر دود

 

شب تا صبح بی‌خوابی

می‌سوزی می‌تابی از دردا

چند وقته بی‌تابی

با چشم بارونی

واسه ما گریونی

زیر لب داری چی می‌خونی

اللهم عجل وفاتی

 

آی شده چشمات یه کاسه خون

شده پاهات پر از ورم

دیگه دستات نداره جون

وای مادرم

 

می‌بینم غربت تو رو تو اشک برادرم

می‌بینی حال زینبو

وای مادرم

 

هنوزم باورم نمی‌شه چیزایی رو که می‌دونه حسن

هنوزم باورم نمی‌شه که مادرمو تو کوچه زدن

هنوزم باورم نمی‌شه که کار خونه رسیده به من

 

با اشکات می‌سوزم

با سُرفت می‌میرم

با بغضت عزا می‌گیرم

با این غم می‌جنگم

روز و شب دل‌تنگم

از دنیای بی تو سیرم

اللهم عجل وفاتی

دیدگاهتان را بنویسید