آه – امیر کرمانشاهی

ای چراغ خونه من

ای پشت و پناه من

ای شیرازه زندگی من مادر بچه‌های

 

من، فاطمه علی

یه نفسی بکش

تو که می‌بینی چطور زانو بغل کردم

منو نگاه کن.

 

موندم چکار کنم

منی که مشکل یه عالمو حل کردم

 

یه نفسی بکش

 

می‌خوای به جات گریه کنم

آخه چشات درد می‌کنه

 

می‌خوای به جات حرف بزنم

آخه صدات درد می‌کنه

 

سینه‌ای که شکسته کاری کرد

حتی نفسات درد می‌کنه

 

آه می‌کشم به جات فقط تو آه نکش

آه می‌کشم برات فقط تو آه نکش

 

یه نفسی بکش

تو زمین خوردی منم با تو زمین خوردم

 

می‌بینی حالمو فاطمه من علی‌ام

یه چیز بگو مردم یه نفسی بکش

 

می‌میرم و زنده می‌شم

بسته می‌شه وقتی چشات

 

دل منو می‌شکنه هر شب گریه‌های پسرات

 

نگو حلالم کن عزیزم

آخه من کاری نکردم که برات

 

طناب‌به‌دست بردن منو از تو خونم بددهنا

هیزم‌به‌دست اومده بودن همه حرمت‌شکنا

 

من از خجالت آب شدم پیش همه

وقتی تو رو می‌زدن

 

آه می‌کشم به جات فقط تو آه نکش

آه می‌کشم برات فقط تو آه نکش

 

ای کتاب عشق من بسته نشو

مثل مردم از علی خسته نشو

دیدگاهتان را بنویسید