گل چادر گلدارت – حاج محمود کریمی

پر تب و تابه دل بی‌قرارم

اگه تو بری زهرا جان کسی رو ندارم

 

گل چادر گلدارت تب دستای تب‌دارت آتیشم زده

نفست که خراب می‌شه مثل شمعی که آب می‌شه حال من بده

 

نه تو حرف می‌زنی نه حسین نه حسن

چی‌شد اون خنده‌هات آخه یه حرفی بزن

 

تو که پریشونی دل‌خوشی کدومه

برای علی بعد از تو همه چی تمومه

 

شبا ساکت و بیداری ولی معلومه درد داری

بین هر نفس پر اشکه سکوت تو

پر گریه قنوت تو کنج این قفس

 

بیا امشب بذار خودتو جای من

چه کنم فاطمه آخه یه حرفی بزن

 

ببین می‌توانی بمانی بمان

عزیزم تو خیلی جوانی بمان

چه کم دارد این زندگانی بمان

 

گل چادر گلدارت تب دستای تب‌دارت آتیشم زده

نفست که خراب می‌شه مثل شمعی که آب می‌شه حال من بده

 

نه تو حرف می‌زنی نه حسین نه حسن

چی‌شد اون خنده‌هات آخه یه حرفی بزن

دیدگاهتان را بنویسید