زمینه – در خونه‌ی کننده‌‌ی در خیبر از جا دراومد – حاج محمود کریمی

در خونه‌ی کننده‌ی در خیبر

از جا در اومد

در خونه رو زدن با لگد، مادر

از پا در اومد

 

مسمار و در؛ دیوار و سر

پروانه سوخت؛ آتیش و پر

 

طناب آوردن

علی رو بردن

فرشته‌ها هم

با گریه، مردن

 

توو کوچه کشید پر سوختشو مادر

دنبال حیدر

با ضرب غلاف جدا شد ولی دستش

از شال حیدر

 

دست برنداشت از باورش

گفت یاعلی، خاکسترش

 

از اینجا باز شد

باب شهادت

محسن شهید شد

قبل از ولادت

 

پر از زخم شد و ولی باز به دنبال

جام بلا رفت

همین گریه‌ها، همین شعله و آتیش

تا کربلا رفت

 

وقتی که شمر، خنجر کشید

توو قتلگاه، مادر رسید

 

می‌گفت توو گودال

به جسم بی‌سر

پیراهنت کو؟

غریب مادر

دیدگاهتان را بنویسید