ای وای مادرم – مصطفی‌ اللهیاری

رشته ای از چادرش هم دست ما باشد بس است

رشته ای از چادرش آری قیامت می کند

 

از غم تو عالم گریونه

ای وای مادرم

خونه بی تو واسم زندونه

ای وای مادرم

نیمه شب‌ها می‌سوزم وقتی

داداشم حسن

بین دیوار و در میخونه

ای وای مادرم

 

جوان ننه

ای طوبی قد کمان ننه

یاس پرپر و خزان ننه

ای وای مادرم جوان ننه

 

**********************

 

میشینه بغضی بین سینم

ای وای مادرم

دیده‌هاتو گریون می‌بینم

ای وای مادرم

وقتی که میگی داداشم رو بین قتلگاه

سربریده عریان می‌بینم

ای وای مادرم

بی‌غسل و کفن حسین من

پاره پاره تن حسین من

 

**********************

 

اسمتو بردم زیر بارون

بارون گریه کرد

تربت گذاشتم بین قرآن

قرآن گریه کرد

ذوالجناح از میدون اومد سر می‌کوبید زمین

مصیبتت از بس سنگین بود

حیوان گریه کرد

دیدگاهتان را بنویسید