تاریخ رو در حال اعتراف میبینم
صحنه، صحنهی جرمه؛ من غلاف میبینم
فاطمیّهی اوّل، فاطمیّهی دوم
من بیستشب این مابین، اختلاف میبینم
کدومو تصدیق کنم
کدومو ترجیح بدم
بیستشبم بیستشبه
چجوری توضیح بدم
تو اگه بیستشبم زودتر از این قفس آزاد بشی
بیستشبه
تو اگه بیستشبم کمتر این رنجو به دوشت بکشی
بیستشبه
تو اگه بیستشبم زودتر اینطوری سبکبال بری
بیستشبه
تو اگه بیستشبم کمتر تووی خونه از حال بری
بیستشبه
بیستشبم بیستشبه
اقوال رو دارم با چشم باز میبینم
ردّ اشکاتو روی جانماز میبینم
فاطمیّهی اوّل، فاطمیّهی دوم
این بیستشبو هربار، مثل راز میبینم
واسه کی ترسیم کنم
واسه کی تشریح بدم
بیستشبم بیستشبه
چجوری توضیح بدم
تو اگه بیستشبم دیرتر از دست بری برای من
بیستشبه
تو اگه بیستشبم بیشتر مادری کنی برا حسن
بیستشبه
تو اگه بیستشبم دیرتر اتّفاق بیفته سفرت
بیستشبه
تو اگه بیست شبم بیشتر باشی در کنار همسرت
بیستشبه
بیستشبم بیستشبه