باغ سبز نوبهارم
زرد شد و رنگ خزون شد
گلبرگ یاس جوونم
ریخت زمین و رنگ خون شد
آه کشید و شرر ریخت زمین
بال زد و بالوپر، ریخت زمین
میخ در از حیا سرخ شد و
سیل خون پشت در، ریخت زمین
توو غوغای دود و آتیش
فهمیدم روی زمینی
توو اون سر و صدا شنیدم
گفتی یا فضّه! خُذینی
با طنین صدات، پیر شدم
توو یهلحظه باهات پیر شدم
وقتی دیدم داره میرسه
ردّ خون تو حیاط، پیر شدم
تصویر در شکسته
تصویر شعله و هیزم
تصویر چادر خاکی
زیر دستوپای مردم
با هم از روی در، رد شدن
از روو در، چلنفر رد شدن
از حریم خدا، چلنفر
از خدا بیخبر، رد شدن
دیدم از اسب افتادی
دیدمت رمق نداری
اومدم از دل خیمه
مثل آهوی فراری
عمّه میزد صدا، هول شدم
آسمون شد سیاه، هول شدم
اومدم رو زمین، دیدمت
میزدی دستوپا، هول شدم