ای مادر آفتاب، اُمّ الحسنین
یا سیّدة الشّباب اُمّ الحسنین
عالم، متوسّل به نخ چادر توست
مستورهی با حجاب، اُمّ الحسنین
چرخید همه امور دنیا دستت
چون گردش آسیاب؛ اُمّ الحسنین
محشر، قرق تو و سه آقازادهت
یا سیّدة الشّباب اُمّ الحسنین
ظالم در خانهی تو راهش سد شد
ای مادر انقلاب! اُمّ الحسنین
ما تشنهی وصل و پسرت، آب حیات
ما را برسان به آب، اُمّ الحسنین
محشر که بگردی پی احباب علی
میگویم با شتاب: اُمّ الحسنین
ای یاد تو آرامش مینابیها
ای مادر صبر و تاب! اُمّ الحسنین
یا کاشفة الکرب! چه خوش میبردی
غم از دل بوتراب؛ اُمّ الحسنین
گل بودی و آتش از وجود تو گرفت
با میخ دری گلاب؛ اُمّ الحسنین
لعنت به کسیکه ردّ دستش انداخت
بر روی شما نقاب؛ اُمّ الحسنین
ششماهه گلی گرفت از تو مسمار
همدرد تو شد رباب؛ اُمّ الحسنین
لعنت به کسیکه داد زد بر سر تو
در پیش ابوتراب؛ اُمّ الحسنین