روضه – یار گریه می‌کنه کرّار گریه می‌کنه – حاج محمود کریمی

یار، گریه می‌کنه؛ کرّار گریه می‌کنه

علی شبیه بچّه، زار زار گریه می‌کنه

 

یار، گریه می‌کنه؛ کنار بستر، بهار گریه می‌کنه

نم نم بارونه و برگ و بار، گریه می‌کنه

 

جامونده ردّ پای شب توو باغچه‌ی رازقیا

ساقه‌ی گل شکسته و بهار گریه می‌کنه

 

مرد نبرد غزوه‌ها کنار یاس پرپرش

نشسته مثل بچّه، زار زار گریه می‌کنه

 

رو بازوی یار علی، ردّ چهل‌غلافه و

مدام تووی قبضه، ذوالفقار گریه می‌کنه

 

در، پریشون لخته‌خونای روی دیوار شد

لولا ولی افتاده، اون‌کنار گریه می‌کنه

 

یه‌بار سرفه می‌کنه؛ یه‌بار آه می‌کشه

یاد علی میفته و یه‌بار گریه می‌کنه

 

کبوده صورتش ولی نشون نمیده به علی

از این‌همه حجب و حیا، وقار گریه می‌کنه

 

غم تووی خونه داره و کار زنونه داره و

فضّه داره سه‌ماه آزگار گریه می‌کنه

 

درد نذاشت تا که خوب حسینشو بغل کنه

میخ در خونه، چه شرم‌سار گریه می‌کنه

 

درد داره ولی بازم سیر نمیشه از حسین

مدام می‌بوسه و با هر یه‌بار گریه می‌کنه

 

ای بدن تو غرق خون میگه و هق‌هق می‌کنه

مادر کربلا، چه گریه‌دار گریه می‌کنه

 

میخ در خونه، عجب تیر سه‌شعبه‌ای بشه

حسین پیش حرمله، سه‌بار گریه می‌کنه

 

این‌که روو نیزه می‌چکه، خون حسینه منتها

نیزه داره توو دست نیزه‌دار گریه می‌کنه

 

روضه شده روو صورت خونی شاه کربلا

سنگ به سینه می‌زنه؛ غبار گریه می‌کنه

 

می‌شکنه از خجالتش عصا توو‌ دست پیرمرد

نعل به زیر سمّ ده‌سوار، گریه می‌کنه

دیدگاهتان را بنویسید